خرید بک لینک
اعسار از پرداخت مهریه یک نوع اعسار از پرداخت «محکومبه» است که اصولا توسط خوانده دعوا مطرح میشود. در این خصوص دو نکته را نباید از نظر دور داشت: بسیاری از محکومان با یادگیری روشهای اخذ اعسار از دادگاه و عدم پرداخت یکجای محکومبه، با وجود توانایی مالی، بدون وکیل وارد دعوای مالی میشوند.  در توضیح این مطلب باید اذعان کرد که هر چند اخذ وکیل لزوما به معنای توانایی مالی محکوم به پرداخت آنچه که محکوم شده است، نیست، اصولا با توجه به اینکه حقالزحمهای بابت پیگیری دعوا توسط وکیل به وی داده میشود، در اغلب اوقات قضات محترم این موضوع را دلیلی بر تمکن مالی محکوم میدانند. به این ترتیب شخص محکوم با وجود استفاده از وکیل در سایر دعاوی خود نظیر طلاق یا تمکین ممکن است به قصد فریب دادگاه محترم در دعوای مطالبه مهریه، از وکیل استفاده نکند. در این موارد باید طرف مقابل به این موضوع در جلسه رسیدگی به اعسار اشاره کند؛ یعنی به قاضی دادگاه اطلاع دهد که محکومعلیه در پروندههای دیگری مبادرت به اخذ وکیل کرده است. نکته دوم این است که ممکن است پروندهای دارای بار مالی بالا باشد و  در این موارد شخصی که اقامهکننده دعواست، ممکن است اعسار خود را از پرداخت هزینه دادرسی کلان اعلام کند. در این موارد بسیاری از قضات عدم توانایی مالی خواهان را نمیپذیرند، زیرا معتقدند طرح چنین دعوای با بار مالی فراوان خود حکایت از تمکن و توانایی مالی خواهان دعوا در پرداخت هزینه دادرسی دارد. در قالب بازخوانی یک پرونده به بررسی موضوع پرداختهایم. آغاز اختلاف خواهان آقای کریم… توسط دادگاه محكوم به پرداخت مهریه زوجه، خانم زهرا... شده است. عنوان دادخواست تقاضای اعسار از پرداخت مهریه است. وی برای اثبات صحت ادعای خود فت

برچسب: نویسنده: مهتاب شریعتی تاريخ: چهارشنبه 13 بهمن 1400 ساعت: 21:51

در قانون مدنی ایران در دو مادهٔ ۱۰۸۵ و ۱۰۸۶ به حق حبس برای زن اشاره شده، در مادهٔ ۱۰۸۵ آمده: «زن می تواند تا مهریه او تسلیم نشده از ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند، مشروط بر اینکه مهر او حالّ باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.» و در مادهٔ ۱۰۸۶: «اگر زن قبل از اخذ مهر به اختیار خود به ایفاء وظائفی که در مقابل شوهر دارد قیام نمود، دیگر نمیتواند از حکم مادهٔ قبل استفاده کند معذالک حقی که برای مطالبه دارد ساقط نخواهد شد.» این حق بنا به نظر مشهور در صورت یک بار تمکین از میان میرود. پس اگر زن یکبار با شوهر رابطهٔ جنسی برقرار کند، دیگر نمیتواند برای دریافت مهریه از حق حبس استفاده کند و در صورت عدم تمکین ناشزه محسوب میشود. بنابر این ملاک در بقا یا از بین رفتن حق حبس تمکین خاص زوجه است .یعنی با نزدیکی و برقراری رابطۀ جنسی حق حبس از بین می رود بنابر این ،اولاً: حق حبس زمانی از بین می رود که زن با رضایت خود را در اختیار شوهر قرار دهد. پس اگر بدون رضایت مثلاً ، به جبر و زور یا اكراه یا در حال بیهوشی تسلیم زوج شود حق حبس وی ساقط نمی گردد. ثانیاً : اگر به نحو دیگری مانند عمل جراحی یا پرت شدن از بلندی و غیره ، پرده بکارت زائل شود ، حق حبس از بین نمی رود .ثالثاً : اساساً حق حبس در نوشتههای فقهی فقط به آمیزش جنسی یا «تمکین خاص» اشاره دارد نه بقا یا زائل شدن پرده بکارت . لذا می توان نتیجه گرفت که1- اگر رابطه جنسی برقرار شد ولی پرده بکارت از بین نرفت ، حق حبس ساقط می شود . 2 - اگر پرده بکارت به طریقی غیر از رابطه جنسی ازائل شد، حق حبس همچنان باقیست

برچسب: نویسنده: مهتاب شریعتی تاريخ: چهارشنبه 13 بهمن 1400 ساعت: 21:51

صفحه بندی